
سلام دوستای خوبم!
من يه مدتي نبودم آخه مي خواستم يه كم درس بخونم...!!!
ولي حالا كه اومدم، ممنونم از اونايي كه بهم لطف داشتن و واسم كامنت هاي خوشگل خوشگل گذاشتن !
سعي ميكنم در اولين فرصت به همشون سر بزنم.
اميدوارم از اين به بعد بتونم زود زود بيام و آپ كنم و كامنت بذارم واستون.


هميشه همينطور بوده است!
عاشق كه مي شوي رهايت ميكنند؛ گويي مي آزمايندت.
رهايت ميكنند تا ايمان بياورند كه باز ميگردي،
رهايت ميكنند تا خود نيز بداني كه در بندي و راهي جز بازگشتت نيست... در بند آن چشمان زيبا و صدايي كه آرام است و دلنشين و ترا با عشق پيوند ميدهد،
و همواره ميدان عشق همين بوده است.
عاشقت كنند و رهايت سازند...

یه اتاق باشه گرمِ گرم. روشنِ روشن. تو باشی و من باشم...
کف اتاق سنگ باشه...سنگ سفید...
تو منو بغل کردی که نترسم...که سردم نشه... که نلرزم...
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار. پاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم...
با پاهات محکم منو گرفتی...دوتا دستاتو دورم حلقه کردی.
بهت میگم چشاتو میبندی؟ میگی آره
میگم برام قصه میگی؟ تو گوشم؟ میگی آره. بعد شروع می کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن...یه عالمه قصه طولانی و بلند.که هیچ وقت تمم نمیشن...
میدونی؟
می خوام رگ بزنم...رگ خودمو...مچ دست چپمو...یه حرکت سریع...یه حرکت عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی میخوام رگ بزنم...تو چشاتو بستی...نمی دونی...
من تیغ رو از جیبم در میارم... نمیبینی که سریع میبرم...
خون فواره میزنه روی سنگای سفید...نمی بینی که دستم میسوزه.. لبمو گاز میگیرم که نگم آآآخ...که چشاتو باز نکنی.. که منو نبینی...
تو داری قصه میگی...
ذستمو میذارم رو زانوم... خون میاد ازدستم میریزه رو سنگا.مسیر حرکتش قشنگه... حیف که چشات بسته است..نمی تونی ببینی....
تو بغلم کردی.. می بینی که سر شدم...محکم تو بغلم میکنی که گرم بشم. میبینی نا منظم نفس میکشم... می گی آآخِی... دوباره نفسش گرفت...
میبینی هرچی محکم تر بغلم میکنی سرد تر میشم... می بینی دیگه نفس نمی کشم...چشاتو باز میکنی... می بینی من مُردم...
میدونی؟
من ترسیدم خودمو بکشم...از سرد شدن... از خون دیدن...از تنهایی مردن...
وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم...مردن خوب بود... آروم آروم...
گریه نکن دیگه...من که دیگه نیستم چشاتو بوس کنم و بگم خوشگل شدیاااا...
گریه نکن دیگه...خب؟!
دلم میشکنه...دل روح نازکه... نشکونش... خب؟؟!!.....


دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را
در انحصار قطره های اشک نبینم
و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد
دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم
و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم
دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد
همیشه از حرارت عشق گرم باشد
و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند
برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم
که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی
پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند


دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت: نه .گفت دوستم
داري؟گفت نوچ. گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟
گفت :اصلا...
دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت
پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين
هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه
نميکنم چون من هم ميمرم...!!!


هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده...
حتي اگه کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده...
عشق رو تجربه كن... حتي اگر توش شکست بخوري .......
اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره بجا ميذاره
مي تونه يه تجربه هم بجا بذاره...!!!


منتظر نباش كه شبي بشنوي ، از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام !
كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم !
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم !
توقعي از تو ندارم !
اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان !
هر جور راحتي ! باران زده ي من !
همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است
من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را
در دفترم حك مي كنم
همين !
اين كار هم كه نور نمي خواهد...!!!


شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی افکار من است
یک نفر مثل خودم تشنه دیدار من است
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش
میتوان یک شبه پی برد به دلداد گیش
یک نفر سبز چنان سبز که از سبزیش
میتوان زد پلی از حس خدا تا دل خویش
آی بی رنگتر از آیینه یک لحظه بایست
راستی آن شبح هر شبه تصویر تو نیست
راستی گر شبح هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو با آیینه اینقدر یکی ست
حتم دارم که تویی آن شبح آیینه پوش
عاشقي جرم قشنگیست به انکارش مكوش


تو آمدي ز دور ها و دور ها
ز سر زمين عطر ها و نور ها
نشانده اي مرا كنون به زورقي
ز عاجها، ز ابر ها ، بلور ها
مرا ببر اميد دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شور ها...


يادت هست آن روز هاي بهاري را، شاخه اي گل سرخ برايت هديه آوردم،
گفتم مي خواهم آن را در گوشه اي از قلبت بكارم
خواستي بگيريش ولي به ياد داري چه شد؟؟
همان وقت بادي آمد
و تمام گلبرگ هاي آن گل نازنين را با خود به اطراف برد..
و من نگران از پرپر شدن گل عشقم
به دنبال تك تك گلبرگ ها به اين سو و آن سو شتافتم...
و ديدي چه شد؟؟؟
وقتي همه آنها را يافتم شاد و خوشحال به سوي تو شتافتم ولي...
هرگز تو رانيافتم....

ميخواهم آينه اي باشم زلال.
هرچه شکسته تر بهتر.تا هفت هزار بار در من تکثير شوي.
تا هفت هزار خورشيد شکفتن خويش را در من تماشا کنند.
ميخواهم ترانه اي باشم
در کوچه اي که جز عاشقان رهگذري ندارد و به روزهاي
خاطره انگيز ديدار خوشامد بگويم
و شبانگاهان با پيراهني از شعله
آواز بخوانم و سرانجام به پايان آرزوهايم سفر کنم ...
(از طرف دوست عزيزم ماني)

عشق يعني دستهايم ماله توست
چشمهاي خسته ام دنبال توست
عشق يعني ما گرفتار هميم
دوستدار هم طرفدار هميم
هرچه ميخواهد دلش آن مي كند
ميكشد مارا و كتمان ميكند
عشق غير از تاولي پر درد نيست
هركس اين تاول ندارد مرد نيست
آمدم تا عشق را معنا كنم
بلكه جاي خويش را پيدا كنم
آمدم ديدم كه جاي لاف نيست
عشق غير از عين و شين و قاف نيست


بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم
بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم
چون همه چيز من تويي
نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي
اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني
صدام کن
قول نمي دم اشکاتو پاک کنم
منم باهات گريه مي کنم
اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني
صدام کن
قول مي دم ساکت بمونم
اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني
صدام کن
قلبم حالا خرابه وجود توست
اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم
بهم نگو کجايي ؟!
فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن

در خیال خویش
ریسمانی می بافم از جنس نور
رو به آسمان
نگاهم را هر شب می دوزم
به سمت تو
در این گوشه ی بی روزن
دلتنگم!
سرزنش مکن مرا
بیتابیم را ببخش
که این کنج خرابه
دل آسمانی من!
زمینیست هنوز!
از تاریکی می گریزم
وآغوش آفتابیت را انتظار! (تینا)


من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت تنهایی
در این دخمه ی سکوت
اگر به خانه ی من آمدی ای مهربان
چراغی از مهربانی بیاور
تا از دریچه ی این کلبه ی تاریک
به ازدحام خوشبختی بیرون بنگریم
خورشید همین نزدیکی است
جایی در کنار ما
یا درون ما
دوستت دارم
ای روشنایی کلبه ی تاریک من


کاش در ظلمت شب
در همان لحظه که مهتاب به خود میپیچد
و همانجا که سکوت
شکل حادثه از درد به خود میگیرد
کاش یک لحظه فقط چهره ی تار اتاق
روشن از نور وجود تو شود
و تو انباشته از بودنها
در کنارم باشی
و دلم با تو در آن تنهایی
یک دم از شوق نگیرد آرام


آدمها مثل کتاب می مونن
از روی بعضی ها باید مشق نوشت
از روی بعضی ها باید جریمه نوشت
بعضی از آدمها رو باید چند بار خوند تا معنی شونو فهمید
بعضی ها را باید برای همیشه به خاطر سپرد
بعضی آدمها رو باید نخوند و دور انداخت
بعضی ها جلد قشنگ و شیکی دارند اما هیچ مطلب مفیدی ندارند
بعضی ها ظاهر معمولی دارند اما پر از مطالب مفیدند
و یک کتاب هست که باید اون را
برای همیشه توی قلب و ذهن و روح و جسمت نگه داری...

سلام بچه ها
ببخشيد كه چند روز (حدودا 10 روز) واستون آپ نمي كردم .. آخه مسافرت بودم و تازه ديشب ساعت 7 رسيدم و همون ديشب هم در اولين فرصت واستون يه آپ كذاشتم... و لي معذرت خواهي رو گذاشتم واسه امروز ... خلاصه اميدوارم منو بخشيده باشيد و از آپ هاي بعديم خوشتون بياد... راستي از اونايي كه توي اين جند روز منو تنها نذاشتن و واسم نظراشون رو آف گذاشته بودن خيلي خيلي تشكر مي كنم و قول ميدم به همشون سر بزنم...


ازش نخواستم بمونه آخه فكر نمي كردم نمونه
خيال مي كردم نگفته هامو از توي چشمام مي خونه...
بهش نگفتم دوسش دارم آخه فكر نمي كردم كم بيارم
فكر نمي كردم اينقدر راحت قلبمو پيشش جا بذارم...
ديره ديگه ديره
اون كه مي خوامش داره ميره
ديره داره ميره
دل نازك من ميشكنه مي ميره
وقتي كه دوري وقتي كه نزديك
وقتي كه روشن انگاري تاريك
وقتي بودنت حكم نبودنه
وقتي موندنت حكم نموندنه
اينقده ديدن مثل نديدنه
اينقده بودن مثل بريدنه
اينقده داشتن مثل نداشتنه
اينقده خواستن مثل نخواستنه
ديره ديگه ديره
اون كه مي خوامش داره ميره
ديره داره ميره
دل نازك من ميشكنه مي ميره........

به من گفت بيا ، به من گفت بمان ، به من گفت بخند ، به من گفت بمير،
آمدم ، ماندم ، خنديدم ، مردم،
حالا فقط يک حس دارم ،
حس انتظار ،
انتظار اينکه او بگويد زنده شو ومرا دوست داشته باش
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هيچكس حيراني ام را حس نكرد
وسعت پنهاني ام را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
ديدۀ باراني ام را حس نكرد

میدونی چیه؟ نه نمیدونی. یعنی هیچ وقت نخواستی بدونی . هیچ وقت حاضر نشدی حتی یه بار به خاطر کسی که همیشه به خاطر تو غرورش رو له میکرد از غرور لعنتیت دست بکشی. دیگه میخوام دوست نداشته باشم.شاید اینجوری یه ذره بتونی احساس من رو درک کنی.
نمیدونم... شایدم مثه بقیه چیزا از اینم خیلی ساده بگذری
اما این رو بدون نمی تونم
ب
ب
خ
ش
م
ت....!!!!

بگذار ازتنهایی این روزهای بی تو بگویم. کم کم دارم باور می کنم که بی تو باید
زندگی کنم وطناب آرزوهایم راازبام آمدنت ببرم. تورفتی و من شاعر شدم.
چه اهمیتی داردکه شعرهای مرا نمی خواهی یا اصلا مرا نمی خواهی
تمام ترانه هایم فدای غرورت دلم روشن است که یک وقت شایدروز تو ازمیان
بلور اشک هایم ظهور میکنی دلم روشن است که دلت برای من تنگ می شود
مي بيني چقدر دلم خوش است به خيالت...بگذار بگويم كه هنوز از اين دلبستگي
ساده دل نبريدم...با اينكه مثل روز برايم روشن است كه خيال روشن آمدنت را به
تاريكي گور خواهم برد
فقط خواستم از تو بگويم براي آخرين بار تا نگويي كه عشقم رنگ تكرار داشت....

آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه
اگه حتي به دو بار كشيد، اون عشق نيست
آدم وقتي عاشق شد، حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره
اگه اين كارو كرد، اون عشق نيست
آدم وقتي عاشق شد، چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه
اگه نشد، اون عشق نيست
آدم وقتي عاشق شد، فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد
اگه غير از اين بود، اون عشق نيست
آدم وقتي عاشق شد، يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره
اگه غير از اين شد، اون عشق نيست
من و دل هیچگاه با یکدیگر کنار نیامدیم
او میخواهد با فریادش احساس تنهایی و غربتم را بیدار کند
و من با سکوتم مانع میشوم
او میخواهد بغضم را بشکند و غرورم را زیر پا له کند
این بار هم سکوت میکنم
اما او انقدر فریاد میزند و غوغا بر پا میکند که بغضم را میشکند
انگاه من فریاد میزنم و میگریم و دل سکوت میکند و ارام میگیرد
اری من و دل هیچگاه با یکدیگر کنار نیامدیم...

به چشمان خود هم غمت را مگو که ميگريد و سر نگه دار نيست

احمقانه است که بخواهي از اشتباهات ديگران در
امان باشي . چنين کاري غير
ممکن است . فقط سعي کن از اشتباهات خودت در
امان باشي
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()