:.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•. نت به نت می خوانم سمفونی بارش باران را...
و فریاد می کنم اوج دلتنگی ابرها را...
در صحنه دوم زندگی, پشت به پرده آبی آسمان...
و قلم در دست میگیرم...
از سر دلهره کودکانه...
شاید چند خطی عاشقانه کوتاه بنویسم...
:.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•.
تو را من چشم درراهم شبا هنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی و زان دل خستگانت راست اندوهی فراهم تو را من چشم در راهم شبا هنگام در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندددست نیلوفر به پای سرو کوهی دام... گرم یاد آوری یا نه. من از یادت نمی کاهم... تو را من چشم در راهم...
:.•*..*•.•*..*•.•*..*•.•*..*•..•*..*•.
سلام. من تينا هستم. متولد يازدهم دي. يه دختر شيطون و شاد. ولي نمي دونم چرا دوست دارم وبم فاز غم داشته باشه! عاشق شعرا و متن هاي سهراب سپهري، چون منم مثه اون اهل كاشانم...! عاشق رنگ هاي سياه ، سفيد و قرمز. اين وبلاگ سومين وبلاگ منه، البته 2تاي قبلي رو گروهي مي نوشتيم، يكيشون عاشقانه بود و اون يكي شاد و قاطي پاتي! متن هاي وب رو بعضياشو مي نويسم، بعضياشو كپي مي كنم! ولي چه بنويسم چه كپي باشه، سعي مي كنم خوشگل باشه...! اميدوارم شمايي كه وب رو مي بينيد خوشتون بياد، اين مهمه! دوست دارم با نظراتون منو راهنمايي كنيد. مرسي.
..::آمار بازديد::..
افراد آنلاين :
بازديدهای دوستان:
JavaScript Codes